ورود / ثبت نام

تاريخ شناخت گياهان دارويى

3382 بازدید

تاريخ شناخت گياهان دارويى

دائرة المعارف گیاهان داروئی

دائرة المعارف گیاهان داروئی (1)

به عهد عتيق و به دوران ارسطو بازمى‏ گردد. ارسطو (330 ق. م) نخستين انديشمندى است كه درباره رشد و نمو گياهان مطالبى نوشته است. نوشته او بى‏ هيچ مبناى علمى تا چندين قرن، مورد قبول همه بود و حتى تدريس مى ‏شد. تئوفراست نيز شاگرد ارسطوست كه در سال‏هاى 370- 258 ق. م طبابت مى‏ كرد. بعدها او را پدر گياه‏شناسى لقب دادند. پس از وى بايد از بقراط يا «هيپوكرات»،[1] بزرگ‏ترين پزشك جهان باستان (131 ق. م) نام برد كه ادامه مكتب او بعدها به مكتب طب جالينوسى انجاميد. او از گياهان براى درمان استفاده مى ‏كرد كه دراين‏باره مطالب و آثارى نيز از وى باقى مانده است. در دوران عتيق، مشهورترين دانشمند در شناخت گياهان دارويى پداينوس ديوسكوريدس‏[2] است. وى طبيب و جراح ارتش روم در سال‏هاى 45 تا 75 پس از ميلاد بود. او مسافرت‏هاى بسيارى به خارج از روم كرد و بدين رو توانست از خواص گياهان دارويى متداول در نقاط مختلف جهان اطلاعات فراوانى به دست آورد. وى شرح و خواص ششصد گياه دارويى را در كتابى به نام‏ ماتريامديكا[3] گرد آورد.

هزاره اول ميلاد مسيح

 

دوران طلايى دانش گياه‏شناختى در شرق است كه تاريخى جدا از غرب دارد. بى ‏شك بخشى از اين دانش، متأثر از شيوه‏ هاى درمان غرب آن روز به ‏ويژه روش ديسكوريد است؛ اما بخش عمده آن به شرق تعلق دارد. آغاز كاربرد وسيع گياهان دارويى و

رونق آن در سرزمين‏هاى شرقى به خصوص در دوره اسلامى، به زمانى باز مى‏ گردد كه شرق به نوشته‏ ها و ترجمه ‏هاى آثار بقراط، جالينوس و ديوسكوريد دسترسى يافت. كتاب گياهان يا الحشايش‏، يكى از مهم‏ترين ترجمه ‏هاى اين منابع است كه از آن زمان تا همين اواخر به ‏عنوان طب سنتى كاربرد داشت و هنوز هم از آن بهره مى ‏برند. در اين اثر سترگ حدود ششصد گياه شرح داده شده؛ گياهانى كه بيشتر آنها مربوط به نواحى مديترانه است. يكى از ويژگى‏هاى‏ الحشايش‏، ذكر ويژگى‏هاى «ريخت‏ شناسى» گياهان دارويى و خواص پزشكى آنها است.[4]

مسلمانان در تاريخ علوم طبيعى

 

به ‏ويژه گياه‏شناسى و داروسازى، همانند ساير علوم برترى خود را با تحقيقات گسترده و آثار علمى ارزنده به اثبات رسانده و در اين زمينه خدمات برجسته ‏اى انجام داده‏ اند. اينك برخى از گياه‏شناسان و داروشناسان را به اختصار معرفى مى‏كنيم:

على بن سهل ربن طبرى: وى در سال 236 هجرى كتاب‏ فردوس الحكمه‏ را تأليف نمود. او در اين كتاب بيست گياه جديد را كه دانشمندان يونانى نمى ‏شناختند، با نام‏هاى فارسى و عربى ذكر مى ‏كند.

يوحنا بن ماسويه: اين پزشك و گياه‏شناس ايرانى، يكى از آخرين استادان نامى دانشگاه جندى شاپور است. كتاب‏ معرفى ‏نامه داروهاى گياهى‏ از وى و نيز ديگر آثار پزشكان معاصر او- مانند عيسى بن ماسه و ابو زيد ارجانى- كاملًا از بين رفته ‏اند، اما خوشبختانه پزشكان و دانشمندانى ديگر در آثار خود به كارهاى ارزنده آنان اشاراتى داشته ‏اند. يكى از اينان ابن بيطار است كه در كتاب‏ الجامع المفردات الادويه و التغذيه‏، از آثار ارزنده يوحنا نام مى ‏برد.[5]

محمد بن زكرياى رازى: او نه تنها در كارهاى مربوط به گياهان دارويى مطالعاتى عميق داشته، بلكه درباره فارماكولوژى و همه واژه ‏هايى كه تا آن زمان از دانشمندان غرب و شرق باقى مانده بود، به بحث پرداخته است. از او دايرة المعارفى در درمان‏شناسى به نام‏ الحاوى فى الطب‏ و كتاب خلاصه پزشكى به نام‏ المنصورى‏ و آثارى ديگر بر جاى مانده است. گفتنى‏

است رازى حدود 630 گياه پزشكى و دارويى را در بخش بيست و يكم‏ الحاوى‏ معرفى مى‏كند. وى به سال 313 هجرى وفات يافت.

على بن عباس مجوسى ارجانى: وى مؤلف كتاب‏ كامل الصناعات الطبيه‏ است. ارجانى در اين كتاب، بسيارى از داروهايى را كه پزشكان يونان قديم ذكر كرده ‏اند، مردود مى ‏شمارد. از ارزنده ‏ترين كارهاى مجوسى، نوعى رده ‏بندى گياهان دارويى است كه كار شناسايى اين گياهان را آسان‏تر مى‏ كند.

 

 او براساس خواص گياهان، آنها را به سيزده گروه و يا طبقه بخش‏بندى كرده است:

  1. سبزيجات نظير «بادرنجبوه»،[6] ريحان يا «بارزوج»[7] و «اسفناج»؛[8]
  2. علفى‏ها يا «حشايش» مانند برنجاسف يا «درمنه»،[9] «شاه‏تره»،[10] «بادآور»[11] و «پرسياوشان»؛[12]
  3. گياهانى كه بذرشان مصرف مى‏شود، همچون «پنج‏انگشتى»[13] و «سياه‏دانه»؛[14]
  4. گياهانى كه دانه‏ هاى مصرفى دارند، مانند «ماش»[15] و «كاكنج»[16] يا عروسك پشت پرده؛
  5. سبزى‏ هايى كه ميوه ‏هايشان به مصرف مى ‏رسد، نظير «بادمجان»[17] و «بطيخ هندى»[18] يا هندوانه؛
  6. درختان بلند و درختچه ‏ها كه شامل درختان باغ و درختان كاشته‏ شده با ميوه ‏هاى خوراكى ‏اند، همچون فندق، پسته، گردو و نارگيل؛
  7. درختان وحشى كه ميوه آنها قابل استفاده نيست. مانند «گازمارچ» يا گز،[19] «سپستان»[20] و «شاه‏بلوط»؛[21]
  8. گياهانى كه گل‏هايشان مورد استفاده قرار مى ‏گيرد، همچون «نسترن»،[22] «نيلوفر آبى»[23] و «بيدمشك»؛[24]
  9. گياهانى كه برگ‏هاى آنها مورد مصرف است، مانند «آزاد درخت»،[25] سرو و زربين درخت؛
  10. گياهانى كه پوست و ريشه قابل استفاده دارند، نظير: «بِهِن»،[26] ديودار و «سورنجان»؛[27]
  11. گياهانى كه بن آنها (ريشه، غده، پياز و ريزوم) قابل استفاده است، مانند پياز و سلجم يا شلغم؛
  12. گياهان روغنى كه از آنها روغن مى ‏گيرند، همچون «ياس زنبقى»[28] و «بالسان»[29] يا بالم؛
  13. گياهانى كه انواع صمغ‏ها را از آنها مى‏ گيرند، نظير «افيون»،[30] «انذروت»،[31] كهربا (عنبر زرد) و نيل.

ابو حنيفه دينورى: كتاب‏ النبات‏ وى از جمله آثار ارزنده آن سال‏هاست. اين كتاب بر دو بخش است: پاره اول واژه ‏شناسى عربى در موضوعاتى است كه كم و بيش با گياهان ارتباط دارد. و پاره دوم آن نيز در كاربرد گياهان و نام‏هاى مترادف گياهان است. وى در بخش اول و همچنين در فصل‏هايى از اين كتاب، از برخى رستن ى‏ها نام مى‏ برد: قارچ‏ها و گياهانى كه در رنگرزى و عطرسازى بكار مى‏ روند و نيز گياهان داراى صمغ، گياهان قابل استفاده در دباغى‏

و همچنين گياهانى كه از الياف آنها در نساجى و سيمان‏سازى استفاده مى‏ كنند.[32] دينورى در سال 283 هجرى درگذشت.

ابو منصور موفق هراتى: وى نخستين رساله داروشناسى را به سال 302 هجرى تنظيم نمود. نام اين اثر الَابنيه عَنْ حَقايق الادويه‏ است كه به منصور بن نوح سامانى اهدا گرديد. در اين كتاب از 585 دارو سخن رفته و درباره هر يك نيز اطلاعاتى از منابع يونانى، سريانى، عربى، ايرانى و هندى گردآورى شده است. اين كتاب نه تنها كهن‏ ترين اثر شناخته‏ شده نثر فارسى است، بلكه نسخه خطى منحصربه‏ فرد آن قديمى‏ترين نوشته ايرانى در اروپا نيز به شمار مى‏ رود. اين نسخه در وين نگاهدارى مى‏ شود.[33]

ابن سينا: اين پزشك نامدار ايرانى را پس از انقراض تمدن يونان بزرگ‏ترين دانشمند جهان دانسته ‏اند. وى در جلد دوم كتاب‏ قانون فى الطب‏، بيش از هشتصد نمونه گياهان طبى و غذايى را نام مى‏ برد كه از آن ميان 541 گياه و مشتقات آنها داراى توصيف كاربردى و ويژگى‏هاى ريخت‏ شناسى‏ اند. او در اين اثر، اختلاف شكل و خصوصيات گياهان مشابه و يا نزديك به هم را به دقت توضيح مى‏دهد.[34]

ابو ريحان بيرونى: اين دانشمند نامى معاصر ابن سينا، مؤلف كتاب معروف‏ صَيدَنِة فى الطب‏ است. بيرونى با اطلاعات وسيعى كه در شناخت گياهان داشته و با بهره‏ گيرى از دانش گذشتگان (به‏ ويژه كتاب ماتريامديكا) اين كتاب را تأليف نمود. در صيدنه‏ به جز برخى مترادف‏ها و ارجاع‏ها، حدود 770 گياه با مشتقات و ويژگى‏ هاى درمانى آنها شرح داده شده است. اهميت ديگر اين اثر، در فراوانى اسامى معادل گياهان است؛ بدين بيان كه او نه تنها نام‏هاى معادل زبان‏هاى سنتى مانند يونانى، لاتينى، سيرياك، عربى، ايرانى و تركى را بكار

برده بلكه اسامى مرسوم در نواحى مختلف را با همان لهجه ‏هاى محلى رايج عصر خود[35] ذكر كرده و نام‏هاى هندى و سغدى را نيز گرد آورده است.

اگر به فزونى يافتن فهرست گياهان دارويى در زمان بيرونى توجه شود، آن هنگام اهميت و ارزش كار اين دانشمند در ثبت نام‏هاى محلى گياهان دارويى آشكار خواهد شد.[36]

ابو جعفر احمد بن محمد غافقى: وى از دانشمندان گياه‏شناس و پزشكان پرتلاش و باتجربه آندلس است. او براى شناخت دقيق گياهان، با سفر به سراسر آندلس نمونه ‏هايى از گياهان را تهيه نمود و سپس به شمال آفريقا رفت و تمام آن مناطق را از كوه و دشت زير پا نهاد و انواع گياهان و نباتات را شناسايى كرد و در ادامه اين تحقيقات، كتاب جامع‏ الْادوية المفرده‏ را تأليف نمود.

اين كتاب مورد استفاده ابن بيطار، گياه‏شناس و داروساز معروف آندلس قرار گرفت و اساس كار او گرديد. بعدها اين اثر به دست ماكس ميرهوف‏[37] و جورجى صبحى‏[38] تصحيح و به زبان انگليسى ترجمه شد و در سال 1932 نيز در قاهره به چاپ رسيد. وى به سال 1165 ميلادى وفات يافت.[39]

ابن سبعين:[40] وى فيلسوف، طبيب و گياه‏شناس آندلسى و از اهالى شهر مرسيه‏[41] است. او اولين كسى است كه با دقت بسيار، گياهان را با ويژگى‏ هاى زير طبقه ‏بندى كرد:

  1. اختلاف ميان نر و ماده درختان (از قبيل نخل و انجير)؛
  2. نباتات و درختانى كه با كشت تخم پديد مى ‏آيند؛
  3. گياهان و درختانى كه با قطع كردن و كاشتن ساقه ‏ها دوباره رشد مى‏ كنند؛
  4. نباتات و درختان خودرو.

ابن سبعين در پاسخ به پرسش‏هاى فردريك دوم‏[42] پادشاه سيسيل- كه مسائلى را در طبيعيات و الاهيات (فناى جسم و ماده و بقاى روح) مطرح كرده بود- به اين تقسيم‏ بندى دست يازيد.

وى كتاب يا رساله‏اى به نام‏ الاجوبة عَن الاسئلة الصَقليه‏ فراهم آورد كه در آن، پاسخ سئوالات بر پايه نظريه اسلامى است.[43] او در سال 1269 ميلادى درگذشت.

ابن البيطار:[44] وى سرشناس‏ترين داروساز و گياه‏شناس مسلمان در آندلس و بلكه در جهان اسلام است و او را به حق بايد جانشين ديوسكوريدس ناميد. ابن بيطار در جزيره «مالاگا»[45] ديده به جهان گشود و پس از آموزش‏هاى نخستين در اين شهر، عازم قرطبه شد و تحصيلات خود را در آنجا به پايان رسانيد و سپس به سراسر آندلس سفر كرد.

او براى تحقيقات درباره گياهان به شمال آفريقا رفت و از آنجا راهى قاهره شد و به ‏عنوان بزرگ‏ترين داروساز به خدمت الملك الكامل خليفه ايوبى درآمد. شغل و منصب در اين پايتخت، وى را از ادامه جستجو و تحقيق بازنداشت، از اين رو از قاهره به سوريه و آسياى صغير سفر كرد و سرانجام در سال 1248 ميلادى در دمشق وفات يافت.[46]

ابن بيطار دو اثر پُرقدر خود را به خليفة الصالح ايوبى و جانشين او الملك الكامل اهدا نمود: يكى‏ المغنى فى الأدويه المفيده‏ (/ بى ‏نيازكننده در داروهاى مفيد). و ديگرى نيز الجامع فى الأدويه المفرده‏. موضوع كتاب اخير، داروهاى حيوانى، نباتى و معدنى است.

وى در كتاب خويش، اطلاعات يونانيان و ساير دانشمندان مسلمان را در كنار تجربيات و نتايج آزمايش‏هاى شخصى خود ذكر كرده است. او از 1400 نباتى كه مورد بحث قرار داده، بين 200 تا 300 گياه را براى اولين بار در اثر خود آورده است. ابن بيطار به كارهاى علمى 150 گياه‏شناس و طبيب نيز توجه داشته و از آنان نام برده كه فقط بيست تن از آنان يونانى ‏اند.[47]

 

منابع نوشته تاريخ شناخت گياهان دارويى

[1] .Hippokrates ,medecin Grec ,n ق(064 -773 av .J -c ).son syst فme repose sur lal -t فration des humeurs .

rtsulli, essuoraL titeP- ق

6791, Libraire Larousse, 71 rue de Mont Parnasse. Paris vle.

[2] .Pedanios Dioscorides .

[3] .Materia M ق‏dia .

[4] . احمد قهرمان، تطبيق نام‏هاى كهن گياهان دارويى با نام‏هاى علمى، ص 3- 1.

[5] . همان، ص 4؛ بنگريد به: حنا الفاخورى و خليل الجر، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى، ص 359.

[6] .Melissa Officinalis .

[7] .Ocimum .

[8] .Spinach .

[9] .Artimisia Vulgaris .

[10] .Fumaria sp .

[11] .Volutarella divaricata .

[12] .Adianthum Capillus Veneris .

[13] .Vitex angus -Castus .

[14] .Nigella .

[15] .Vicia .

[16] .Physalis alkekengi .

[17] .Solanum melongenu .

[18] .Citrulus Vulgaris .

[19] .Tamarix .

[20] . سپستان(Cordia myxa L ) داراى ميوه‏اى با لعاب دارويى است كه در تهيه چسب نيز از آن استفاده مى‏كنند.

[21] .Casanea Sativa Mill .

[22] .Rosa .

[23] .Nymphaea .

[24] .Salix aegyptica .

[25] . ميوه و دانه‏هاى آزاد درخت يا چريش(Melia Azadaracha L ) خاصيت حشره‏كشى دارند.

[26] .Centaurea behen .

[27] .Colchicum .

[28] .Jasminum Sambac .

[29] . به ماده رزينى از گياه«Abies balsama » گويند كه در كانادا مى‏رويد.

[30] .Opium .

[31] .Sarcocolla .

[32] . احمد قهرمان، تطبيق نام‏هاى كهن گياهان دارويى با نام‏هاى علمى، ص 5.

[33] . سيريل الگود، تاريخ پزشكى ايران و سرزمين‏هاى خلافت شرقى، ص 409.

[34] . احمد قهرمان، تطبيق نام‏هاى كهن گياهان دارويى با نام‏هاى علمى، ج 1، ص 6؛ بنگريد به: حنا الفاخورى و خليل الجر، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى، ص 454؛ ذبيح الله صفا، تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى، ج 1، ص 207 و 208.

[35] مانند لهجه‏ هاى بلخى، بخارايى، گرگانى، خوارزمى، سيستانى، بخارستانى و زابلى.

[36] . احمد قهرمان، تطبيق نام‏هاى كهن گياهان دارويى با نام‏هاى علمى، ج 1، ص 6.

[37] .Max Meyerhof .

[38] .Jurji Subhi .

[39] . نور الدين آل على، اسلام در غرب، ص 337.

[40] .Ibn Sabins .

[41] .Murcin .

[42] .Fredrick II .

[43] . همان، ص 336 و 337؛ بنگريد به: حنا الفاخورى و خليل الجر، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى، ص 360.

[44] .Ibn -Al -Baytar .

[45] .Malaga .

[46] . نور الدين آل على، اسلام در غرب، ص 338.

[47] دميرچى، شهاب الدين، تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام (ويژه علوم پزشكى)، 1جلد، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‏ها، دفتر نشر معارف – قم، چاپ: اول، 1389 ه.ش.

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://blog.healthbeat.one/?p=17319
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد تاريخ شناخت گياهان دارويى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.