ورود / ثبت نام

آناتومی دستگاه تنفسی ریه ها

4008 بازدید

شناخت شش و قفسه سينه:

 

 

 

 

فضاى شكم از استخوان چنبر تا استخوان تهيگاه‏ است كه دو بخش دارد. بخش بالايى كه جايگاه شش، و دل و بخش پايين آن در بر گيرنده ‏ى شكمبه، و روده‏ ها، و جگر، و اسپرز و كيسه زردآب، گرده، پيشآبدان، و زهدان مى‏باشد.

جداكننده‏ ى اين دو فضا پرده ديافراگم‏ ناميده مى ‏شود.

ديافراگم از سر جناغ‏ آغاز می‏شود و بگونه ‏اى اريب پايين می رود و به دو سوى مهره‏ ى دوازدهم پشت می چسبد كه جداكننده‏ ى بخش بالايى و پايينى است.

فضاى بالايى توسط پرده اى‏ ديگر به دو بخش تقسيم مى‏شود كه از ميانه ى (فضاى بالايى) گذر می كند و همچنين به مهره‏ هاى پشت مى‏پيوندد.

ريخت اين فضاهاى سه‏ گانه اين‏چنين است .

فضاى بالا، سينه ناميده می شود. و مرز آن از بالا دو استخوان چنبر و از پايين ديافراگم است كه شكم را از پهنا دو نيم می‏نمايد. اين فرم سينه است‏

از آنجا كه سينه، بر ريه‏ و قلب و اعضاى‏ مرتبط بدان احاطه دارد، لازم است در صيانت از آنها نهايت مراعات انجام گردد، زيرا اثر آسيب‏هايى كه بدان اعضا وارد می گردد بسيار بزرگ (و فراگير) می‏باشد، با اين وجود نبايد نگهدارى همه جانبه از اين اعضا باعث ايجاد تنگى و آسيب رسانى بدانها گردد،

بنابر اين دنده ‏هاى هفت گانه فوقانى اين چنين آفريده شده، مشتمل بر اعضاى درونى خود، در جلو به استخوان جناغ پيوند خورده، و بر عضو رئيسى از همه جانب احاطه كامل داشته‏ است.

اعضاى فرمانده:

به اعضايى در بدن اطلاق میگردد كه منشأ نيروهاى نخستين‏ بدن بوده كه در بقاى حيات شخصى و استمرار حيات نوعى (نسل) ضرورى مى‏باشد، و به اقتضاى حيات شخصى سه عضو است‏ :

1. قلب، منشأ نيروى حياتى بدن می‏باشد؛

2. مغز، منشأ نيروى حسى و حركتى بدن می‏باشد؛

3. كبد، منشأ نيروى غذا رسان بدن می‏باشد.

«مغز» عضو فرمانده (در آن نيروى نفسانى) و عضو فرمان برِ آماده كننده آن مانند: كبد و ديگر اعضا، شامل اعضاى دستگاه گوارش‏ و اعضاى نگه دارنده روح (مثل ريه‏) می ‏باشد، و عضو فرمان برِ رساننده آن مانند: دستگاه عصبى می‏باشد.

جالينوس میگويد:

از برخى اعضاى بدن، تنها فعل صادر مى‏گردد و از برخى، تنها بهره ‏اى از آنها بروز می‏نمايد و برخى، هم داراى فعل و هم بهره می‏باشند،

اوّلى مانند: قلب، دومى مانند: ريه‏ و سومى مانند: كبد.

تشريح ريه يعنى شش‏

 

 

شش مركب‏ست از گوشت وردى رنگ و از غضروف‏هاى قصبه شش و از شربان‏ها كه از دل روئيده ‏اند.

گوشت ريه نرم و متخلل‏ست و در ذات خود حسّى و حركتى ندارد اما غشاى كه بر آن محيطست اندكى حس دارد

و ريه بتمامها بشكل تنبوره مى ‏نمايد جزو بزرگ آن مشابه كدوى تنبوره‏ست و مراد از لفظ ريه خاصة همين‏ست و آنچه مانند گردن از وى برآمده است مسمى‏ست به قصبه ريه و سر آن قصبه را حنجره می‏گويند .

پس ريه مركب‏ست از سه جز اعنى حنجره و قصبه و ريه‏

جزو اول حنجره‏

بدانكه حنجره عضويست غضروفى مركب از سه غضروف يكى از پيش و آن را ورتى قررشى گويند

ورق بفتح اول وراى مهمله و قاف سپر را گويند و ترس بضم تاء فوقانى و سكون راى مهمله و سين مهمله نيز سپر را گويند

و از آنكه اين غضروف از روى صورت يا از روى محافظت بدرق و ترش مى‏نمايد لهذا بدين نام می ‏خوانند و نتواند زير زنح محسوس مى ‏شود و بعد بلوغ نمايان‏تر میگردد و دو غضروف باقيه از پس‏اند مائل بمرى و اين هر دو كوچك‏اند

يكى نام ندارد و باسم لا اسم له میخوانند و ديگرى را مكبى مى ‏نامند مكبّ بضم ميم و كسر كاف و تشديد باى موحده بمعنى بر روى افتنده

از بهر آنكه در وقت بلع طعام مثل سرپوش بسوراخ قصبه مى‏افتد تا چيزى در قصبه نرود و انفتاح و انغلاق حنجره از وى‏ست

و ظاهرست كه جهت تنفس حاجت بانفتاح دائم‏ست و همچنين وقت بلع افتقار به انغلاق لازم چه اگر دهن قصبه بسته نشود و قدرى از آب و طعام در آن رود سرفه شديد آرد و تا كه آن شى از قصبه برنيايد سرفه ساكن نشود

و گاه باشد كه آن چيز از انجا برنيايد و بمتعفن شود و هلاك سازد

و لهذا تاكيد كرده‏ اند كه در وقت اكل و شرب اين‏چنين حركت نكند كه احتمال ورود آن در قصبه باشد

و قوى‏ترين اسباب فرو رفتن ماكول و مشروب بقصبه كلام سخت يا ضحك قوى باشد در اثناى بلع و حنجره آله صوت و حصر نفس‏ست

و در جوف او جسمى‏ست كه منضم و منفتح مى‏شود و صوت از ان حاصل میگردد و هرگاه آفتى در حنجره واقع شود فساد در صوت لاحق میگردد

جزو دوم قصبه‏

و آن مركب‏ست از عضاريف كثير ذى دور آنچه بمرى اتصال ندارد

كامل‏التدويرست و هرچه متصل بمرى‏ست ناقص التدوير مخلوق شده دوره هر واحدى از آن بقدر ثلث دائره است و بطرفين وى غشاى متصل گشته كه متمم دور دائره گرديده

و فى‏مابين آن غضاريف اغشيه لينه حائل‏اند كه بينهم مرتبط گشته و در باطن قصبه غشاى المس مائل بيبوست و صلابت مستبطن شده و همچنين بر ظاهرش نيز غشاى مستظهر شده و قصبه قدام مرى‏ست و مرى در خلف قصبه واقع شده

لهذا در امراض قصبه دوابر سينه مى‏ نهد و در علل مرى بر پشت جهت قرب عضو ماؤف بدان سمت واضح باد كه انسان را به تنفس هر دم حاجت‏ست

لهذا مسلك نفس غضروفى مخلوق شده تا هميشه واز باشد و از انطباق ايمن بود چون بعضى از اجزاى قصبه از خلف بمرى اتصال دارد غضاريف آن ناقص التدوير مجعول گشته و غشاى قائم مقام آن در آن محل گرديده تا از صلابت غضروف آيد انمرى نرسد

و در ازدراد اعنى فرو بردن شى كثير الحجم مانعى نبود و از ان كه قصبه آله صوت‏ست در باطن آن غشاى املس موضوع شده تا امر صوت مستكمل باشد و بهر آنكه مهبط نوازل حاد و مصور ابخره قلب و مقرع صدمات الصوت‏ست‏

غشاى مذكور بصلابت و يبوست مائل گرديده ما سهل القبول و سريع الانفعال نباشد

و در حالت تنفس بامتيداد و اجتماع و از صدمات انزعاجى و ايلامى نيابد همه غضاريف باربطه غشائييه در يكديگر مربوط شده و همين غشا بالاى او نيز درآمده تا محافظت تمام نمايد

تشريح نفس ريه [جزو سوم‏]

ريه مولف‏ست از شعب قصبه و شعب شريان وريدى

و شعب وريد شريانى و لحم رخو متخلخل و بالاى او غشاى محيطست و اين غشا نيز مانند لحم ريه ذى منافذ واقع شده تا رطوبات فضاى سينه در ريه داخل تواند شد

زيرا كه مجراى طبعى بهر خروج رطوبات فضاى سينه همين ريه‏ است همه آنچه در نواحى سينه است در وى مى ‏آيد و براه قصبه بر مى‏ آيد

و معلوم باد كه ريه دو حصّه شده يك حصّه بطرف چپ و يك حصّه بطرف راست

و آنچه بطرف راست‏ست سه شعبه شده و آنچه بطرف چپ‏ست دو شعبه شده و فوائد انقسام او بدو قسم و منافع متخلخل و مركب شدن او بشعب وريد و شريان و لحم و نفع وجود ريه در بدن و طريق وصول هوا بدل و مدد دادن هوا روح را بسه فائده بيان كرده آيد

 

در ادامه مبحث تشریح

ناى از پايانه‏ ى دهان آغاز مى‏ شود. هنگامى كه ناى به زير چنبر مى‏ رسد دو شاخه مى‏ شود.

هر شاخه به شاخك‏هايى فراوان بخش می ‏گردد. پيرامون آن را بافت شش فرامى ‏گيرد پس تنه‏ ى شش شامل ناى و رگ‏هاى زير آن و بافتى كه پيرامون آن را فراگرفته، مى‏باشد.

نيمى از شش در فضاى راست سينه و نيمه ديگر در سوى چپ است.

ناى از غضروف‏هاى دايره‏ مانندى كه دو سوم آنها گرد است و به دو سر اين نيمه دايره پرده ‏اى نرم و راست گذر كرده كه اين دو سر را بهم میرساند. مانند شكل. نيامهايى نرم ميان آنها را فراگرفته است.

تغذیه ریه

ابن سينا در تشريح شريان وريدى مى ‏گويد:

اولين چيزى كه از حفره چپ قلب رويش مى ‏يابد دو شريان مى ‏باشد:

يكى از آن دو شريان براى استنشاق هواى لطيف و رساندن خونى كه تغذيه ريه را به عهده دارد از جانب قلب به سوى ريه می‏رود و در آن توزيع میگردد،

زيرا گذرگاه غذارسانى به ريه، قلب و از قلب به سوى ريه است.

رويشگاه اين قسم (شريان وريدى) از باريك‏ترين بخش‏هاى قلب مى ‏باشد و (اين رويشگاه) در جايى قرار دارد كه وريدها در آن به سوى قلب نفوذ مى‏كنند ، اين قسم بر خلاف ديگر شريان‏ها يك لايه می ‏باشد، لذا شريان وريدى ناميده مى‏شود» .

چنانچه میبینید، شيخ ارتباط قلب با ريه‏ توسط شريان وريدى و بازگشت (خون) همراه با هوا (اكسيژن) را تشريح‏ مى‏نمايد

و رويشگاه آن را به داخل بطن چپ از باريك‏ترين بخش‏هاى قلب نزديك جايى كه وريدها به سوى قلب نفوذ مى‏كنند، مى‏داند.

تنها تفاوت با نظريه جديد در فيزيولوژى اين شريان مى‏ باشد و آن تغذيه ريه توسط اين شريان كه ابن نفيس قرشى با رد آن عيناً نظريه ويليام هاروى را در چهارصد سال پيش از وى بيان‏ مى ‏كند.

ابن نفيس در شرح اين بخش از نظريه شيخ مى‏گويد:

«اين نظريه مشهور می‏باشد، ولى درست اين است كه تغذيه ريه از اين شريان نمیباشد،

زيرا اين شريان از حفره چپ قلب مى ‏آيد و خونى كه در آن جريان دارد از طرف ريه باز مى‏گردد و نفوذ خون از طرف قلب به سوى ريه از وريد شريانى مى ‏باشد».

در حفظ صحّت آلات تنفّس‏

و اصل آن شش‏ است.

از خوردن غذاهاى سرد، مثل پنير و ترشى و گوشت‏هاى غليظ حذر كند؛

از آنكه مثل اين چيزها رطوبت بسيار در قصبه و شش‏ و راه گذر نفس گرد آورد

و راه نفس تنگ گرداند و سرفه تولّد كند و دردشش آورد؛ و از غبار حذر كند، خصوصا غبار آرد كه هيچ ‏چيز زيان‏كارتر از وى نيست بر راه گذر نفس.

******************************************************

منابع:

رازى، محمد بن زكريا – مترجم: ذاكر، محمد ابراهيم، المنصوري في الطب (ترجمه)، 1جلد، دانشگاه علوم پزشكى تهران

ابن سينا، حسين بن عبد الله – مترجم: مسعودى، على رضا، ترجمه قانون در طب، 1جلد

على خان، واجد، علم الأبدان، 1جلد، منشي نولكشور

جمعى از نويسندگان، شش رساله كهن پزشكى، 1جلد

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://blog.healthbeat.one/?p=31674
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد آناتومی دستگاه تنفسی ریه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.