ورود / ثبت نام

اعراض نفسانی بیماریها را سریع تر بوجود میاورند تا ماکولات

3661 بازدید
نفسانی

اعراض‏ نفساني‏

شاديست و غم و خشم و لذت و ايمني و ترس و خجلت و انديشه كارهاى درهم و علم‏هاى‏ 1 باريك و اميدي و نوميدي و هر يكى را اندر تن مردم اثريست ظاهر، فزون از اثر طعام و شراب و فزون از اثر خواب و بيداري و حركت و سكون و غير آن از بهر آنكه طعام و شراب و داروها كه مردم خورند هيچ قوي تر و اثر كننده تر از زهر نيست.

 

توجه شود به این بخش

و بيشتر زهرها تا اندر تن مردم قرار نگيرد و حرارت او در اندرون، اثر نكند، مضرت و فعل او پديد نيايد.

و اعراض نفساني در حال و احوال (جسم)، بى ‏هيچ مهلتي، اثر كند.

نبيني كه انديشه اي كه بر خاطر كسي گذر كند و سخن‏ها و خبر 2 خوش و ناخوش كه بشنود، در حال، اثر آن بر رنگ و روى او پديد آيد و حركات و سكنات او ديگرگون شود. پس معلوم شد كه اعراض نفساني را اثر، افزون تر از اثر ديگر سبب‏ هاست.

و اعراض نفساني

بعضي تن مردم را گرم كند و اخلاط و ارواح (Sprits ,Souls) را در حركات‏ 3 آورد، چون خشم و شادي و لذت و اميدها و انديشه كارهاى مهم.

و بعضي سرد كننده، چون ترس و غم و نوميدي، و گرم كردن خشم، قوي تر از گرم كردن شادي است‏ 4، و سرد كردن ترس، قوي تر از سرد كردن اندوه باشد، و خشم كه به اندازه باشد، خون را و قوت روح را و حرارت غريزي را اندر تن بگستراند.

و خشم

صفرا را عظيم‏ 5 بجنباند و رنگ روى را بگرداند و زرد كند، و محرور را زيان دارد، و مبرود و مرطوب را سود دارد.

و شادي به اندازه

روح را و حرارت غريزي را اندر تن بگستراند و رنگ روى را برافروزد و فربه‏كند و بدين سبب است كه بر تن مردم شادكام اثر پيري كمتر پديد آيد.

و هرگاه كارى شاد كننده پيش آيد، لختي دل گشاده شود و طبع خواهد كه بدان حال نزديك باشد و ادراك را بيشتر كند.

و اگر شادي از حد بيرون شود

دل تمام گشاده شود و روح و حرارت غريزي را از بهر استقبال و طلب تمامي آن حال خويش را بيرون افكند، دل همچنان گشاده بماند و غشي كند 6 و باشد كه بدين سبب به مفاجات هلاك شود.

و اندوه و ترس

، خون را و حرارت غريزي را به قعر 7 باز گرداند از بهر آنكه طبع خواهد كه از آن حال دورتر باشد، و از بهر اين است كه رخساره غمگين زرد شود.

و اگر اندوه و ترس از حد بگذرد

حرارت همه‏ 8 به اندرون دل باز گردد و دل فراهم‏ 9 آرد و حرارت اندر وى خبه‏ 10 شود و بميرد بمفاجات.

و مردن مفاجات

به سبب اندوه و ترس كمتر از آن باشد، كه به سبب شادي مفرط از بهر آنكه حركت روح، به سبب شادي به سوي‏ بيرون است و به سبب اندوه و ترس به سوي اندرون، و حركت شادي ناگاه و به يكبار باشد، و حركت اندوه آهسته تر باشد.

و خجالت

نيز خون و حرارت را بگستراند و لختي رطوبت فرو گذارد و تحليل كند. و از بهر اينست‏ 11 كه در حال، روى سرخ شود و عرق روان گردد و به آخر روى زرد گرداند از بهر آنكه حرارت، لختي تحليل پذيرد. و منفعت ايمني و اميدواري هم چون منفعت شادي معتدلست،

و مضرت نااميدي‏ 12

همچون مضرت اندوه و خالي بودن از انديشه، خاطر پراكنده‏ 13 كند و همه قوت‏ها را و حرارت غريزي را ضعيف كند و رنگ روى بگرداند و بيمارى‏ها زيادت كند، چنانكه مشغولي و انديشه‏ 14 دردهاي بيمارى‏ها مشغولي دارد، تا كمتر دل در آن بندد و بديشان‏ 15 سبكتر شود.

 

 

و بدين سبب است كه سفر كردن‏ 16 و شهرها و كارهاى عجب ديدن از بيمارى‏هاى‏ 17″ عسر” و از” وسوسه” عشق (وسوسه‏Temptation) برهاند.

و اندر علاج عشق، هيچ كارى سودمندتر از انديشه كارهاى مهم نيست و از خشم كسي كه از روى لختي حشمت دارند، سودمندترست. و هيچ چيز زيان كارتر از بيكاري و اندوهى‏ 18 نيست.

اما علاج خشم

به شربت‏هاى خنك كننده و به عذرها و سخن‏هاى خوش و بازى‏ها و خنده‏ 19 و حاضر كردن دوستان، و علاج اندوه و ترس به اميدهاي‏ 20 قوي و به سماع و آواز بلند و به شراب و مفرح‏هاى‏ 21 گرم.

در علاج اعراض نفساني

طريقي ديگر هست و آن را علاج روحاني‏ 22 گويند، و آن‏چنان باشد كه مردم، همت بلند دارند و از شادي و غم و لذت و ترس‏ 23 و غير آن هرچه پيش آيد،

در آن به چشم حقارت نگرند و قدر آن حادثه كمتر از آن نهند كه باشد 24.

و اگر تغيري پديد آيد ظاهر نكند. و از دوست و دشمن پوشيده دارد، تا بدين طريق نيك و بد روزگار كشيدن عادت كند[1]

______________________________
(1))- در” مر”،” كارهاى بزرگ و مهم و عمل ها” و در مج 1)،” كارهاى مهم و عمل‏هاى باريك” و در” كا”،” كارهاى مهم و الم‏هاى باريك” آمده است.

(2)- در” مر”،” خبرهاي” و در مج 1)،” سخن‏هاى چيزى ناخوش و خوش” آمده است.

(3)- در بعضي نسخه ها،” حركت” آمده است.

 

(4)- در ساير نسخه ها،” و ديگر اعراض” در دنباله” شاديست” آمده است.

(5)- در” مر”:” و خشم عظيم مغز را بجنباند” 0

(6)- در ساير نسخه ها،” افتد” آمده است.

(7)- ساير نسخه ها:” به قعر تن”

 

(8)- در” مر”،” هم” و در مج 1)،” هميشه” آمده است.

(9)- در” مر”،” دل فرازهم” آمده است.

(10)- در” مر”،” خفگي” و در مج 1)،” خفه” و در” كا”،” خبه” آمده است.

خبه (به فتح خاء و باء) خفه (معين) 0 قطعا كاتب نسخه اساس كار، به جاي” خبه”،” حبه” نوشته كه اشتباه است.

(11)- در” كا”،” كه در آن حال روح به ظاهر آيد و روى سرخ شود” آمده است.

 

(12)- در ساير نسخه ها:” نوميدي” 0

(13)- در” مر” و” كا”،” خاطر را كند كند” آمده است.

(14)- در مج 1) و” كا”،” انديشه كارهاى مهم” و در” مر”، انديشه كارها و مهم بزرگ از انديشه بيمارى‏ها” آمده است.

(15)- در” مر” و” كا”،” بريشان”، و در مج 1)،” پريشاني” آمده است.

(16)- در” مر”،” سمرها گفتن” آمده است. سمر: شب و افسانه شب و حديث ليل 000 (ناظم الاطباء) 0

(17)- در مج 1)،” دشوار” آمده است. مقصود بيمارى‏هاى سخت است.

 

(18)- در ساير نسخه ها،” بى‏اندوهى” آمده است.

(19)- در” مر”،” و لعب‏هاى بازى‏هاى خنده ناك” و در مج 1)،” بازى‏هاى خنده ناك و بازى‏هاى عجيب” و در” كا”،” و حكايت‏هاى خنده ناك و بازى‏هاى عجيب” آمده است.

(20)- در” مر”،” و نوميدي ها” و در” كا”،” باميدواري قوي” آمده است.

(1/ 118)

(21)- مفرحات: ماخوذ از تازي، چيزهائي كه خشنودى آورد و اندوه زدايد (ناظم الاطباء) 0 مفرح، فرح بخش، دلگشاRefreshing Exhilarating ( آريانپور) 0

(22)- در باب علاج روحاني،” رازي” را كتابي است به نام” طب الروحاني” به زبان عربي كه بسيار مشروح و مفصل مطلب را ايراد كرده است. اين كتاب با ده رساله ديگر از” رازي” در سال 1935 ميلادي توسط” پاول كراوس”Paul Kraus — در قاهره به چاپ رسيده است.

(23)- دو نسخه” كا” و” مر”، كلمه” و اندوه” را اضافه دارند.

(24)- در ساير نسخه ها:” شايد” 0

  1. جرجانى، اسماعيل بن حسن، خفى علايى (خف علايى – الخفية العلايية)، 1جلد، اطلاعات – تهران، چاپ: اول، 1369 ه.ش.

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://blog.healthbeat.one/?p=8338
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد اعراض نفسانی بیماریها را سریع تر بوجود میاورند تا ماکولات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.