مجله پزشکی ضربان سلامت شماره اول با موضوع عوارض درمانی داروئی در جهان

مجله طب و پزشکی ضربان سلامت

شماره اول

هیئت تحریریه مجله ضربان سلامت

مدیریت هیئت تحریریه : ایمان رضی زاده ( حکیم رضی)

ویرایشگر: احمد حسینی

نگارش : مهدی حق دوست

تصاویر : طراحی طراحان برتر اشارت

تامین کننده مالی:بنیاد تولید محتوای مجموعه بزرگ اشارت 

کنترل کیفیت: توسط شورای ممیزی و بررسی محتوا

 

*ناشر: نشر آنلاین و برخط اشارت ( انتشارات اشارت)

 

اهداف: با رویکرد ایجاد و ابراز حقایق بدون پرده و با تمام وضوح بدون هیچ گونه ملاحظه گری و غیره .بدلیل اینکه اولا آحاد مردم در جامعه با برخی مسائل آشنا بشوند و در مورد آنها براشون حقایقی روشن بشود که از اون لحاظ دیگه دوباره به آن افراد صدمه ای به سلامت شان وارد نیاید.

رده سنی مخاطبان: از سنین 14 سال تا مشایخ و سالخوردگان

فوائد مطالعه و پیگیری برای مخاطبان:

آگاه سازی کامل مخاطبین نسبت به بسیاری از مسائل که بغلط و برای اهداف خاص و ایجاد منفعت در جامعه پیریزی و ادامه یافته اند .

مطلع گشتن مخاطب از بسیاری از اطلاعاتی که به نام طب کهن و اسلامی در جامعه رواج یافته ولیکن بدلایل متعدد بصورت تغییر داده شده انتقال یافته و در این مجله اطلاعات صحیح و دارای منابع مستند به سمع و نظر خوانندگان و شنوندگان عزیز خواهد رسید.

بالا رفتن سطح معلومات و توان اجرائی برای مواجهه با تهدیدات سلامتی و حفظ صحت در جامعه.

آشنایی و هدایت مخاطبان در موضوعات مختلف و مورد نیازشان به پرتال ها و صفحات هدف گیری مخصوص در آن موارد بجهت دریافت و یادگیری کامل درباره مواضع ذکر شده .

در این مجله تمام اقشار جامعه با هدف گیری موضوعی خاص مورد خطاب خواهند بود جامعه پزشکی بنوعی و دیگر افراد جامعه به انواع مخصوص به خود .

 

 

پیام هدفمند:

دانستن برخی حقایق در زمینه درمان و سلامت از بطن جامعه میتواند  تحولی بزرگ بلحاظ فردی و اجتماعی در زندگی انسانها ایجاد نماید

مساله درمان داروئی در جهان متغایر با ایجاد سلامت است.

روش های درمانی و استفاده از داروهای شیمیایی
تاریخ نشر:12/08/2022
نویسنده:ایمان رضی زاده (حکیم رضی)
کپی رایت ©
**سرمقاله**
موضوع: درمان داروئی یا ….
  • روش های درمانی در امروزه روز و روش های درمان از طریق طب اصیل ، آیا کدامیک تاثیر بالاتری میتواند برجای بگذارد ثابت میکنیم که روش های جدید حتی ذره ای نمیتوانند به گرد پای اصول و طریق اصیل درمان طبی رسند.
  • آیا این درست است که طبق گفتار خود شرکت ها و سازمان های بزرگ داروئی ضمن برگزاری جلسات متعدد برای به حداقل رساندن عوارض درمان داروئی به این موضوع رسیده اند که بیش از یک قرن و بلکه بیشتر است که دارو جزو یکی از عوامل ایجاد مرگ در جامعه بوده و هست حال آنکه باید برای درمان بدون هیچ ابیجاد صدمه ای باید دارای کارایی باشد .!
  • در کشور های مانند آلمان سالهای طولانی است که از داروهای گیاهی و یا بر پایه یک گیاهدارو برای درمان بیماریهای بسیار خاص و جدی استفاده میگردد حال آنکه در کشور خود مان که ریشه ورود این قسم موارد به جهان غرب بوده و هست تماما مملو از داروهای شیمیایی و مخرب برایاستفاده های درمانی است ! دلیل این موضوع را بررسی خواهیم نمود.
  • آیا امکان درمان انواع سرطان ها بدون بهره از شیمی درمانی و یا اعمال یداوی جراحی وجود دارد ؟ یا خیر؟ چرا اگر گفته شود و مصادیق بسیاری نیز معرفی شود که درمان شده اند اما تمام تلاش و کوشش افراد بر این خواهد بود که این امر را باور نکنند و از همه بیشتر پزشکان و همکارانی که بیماری از بیمارانشون که مبتلا به این مرض بوده و درمان شده اند و آنا با چشم خود دیده و باز با تمام تلاش سعی به قبول نکردن دارند تا فهم این مضوع !!! دلیل این همه مقاومت های گوناگون برای درک و باور آنچه دیده اند و برایشان در اون لحظه ثابت شدهبوده است دلیل این موارد واقعا چیست ؟!
  • بیماری سرطان و بهترین راه های درمان آن بنحوی که دارای عوارض انواع شیمی درمانی و غیره نباشد!!
مجله پزشکی آنلاین ، درمان داروئی یا زندان داروئی ؟!
1
عجز دانشمندان از حل مساله غامض دارو

درباره درمان داروئی از جنگ جهانى دوم به اين طرف، بيش از هزار كتاب و مجله و مونوگرافى و بيش از دهها هزار مقاله پيرامون زيانها و خطرات غير قابل جبران داروها، توسط استادان و متخصصان رشته‏هاى مختلف پزشكى و دانشمندان صلاحيت‏دار، تهيه و منتشر شده و كنفرانسها و كنگره‏ها و سمينارهاى متعددى چه در هر كشور جداگانه و چه بطور بين المللى، هرچند وقت يكبار، درباره همين موضوع منعقد گرديده، و از اينها مهمتر سازمان بهداشت جهانى از بيست سال پيش تاكنون با تشكيلات وسيع و شبكه جهانى خود و با پيگيرى خستگى‏ناپذيرى براى حل مساله دارو اقدامات مجدانه به عمل آورده است، ولى طبق اسنادى كه در دست است نه تنها از اين اقدامات نتيجه‏اى سودمند به نفع بيماران گرفته نشده، بلكه روز به روز نيز بر وخامت امر و بعبارت ديگر بر تعداد عوارض داروها و بسط بيماريهاى ياتروژن، در همه كشورهاى جهانى، افزوده شده است!
براى اثبات عجز دانشمندان از حل مساله غامض دارو، از شرح و بسط پيرامون كتابها و مجلات و مقالات درباره زيان داروها، بمنظور رعايت حوصله خوانندگان و عدم گنجايش صفحات كتاب، صرف‏نظر مى‏كنيم و فقط به ذكر اقدامات سازمان بهداشت جهانى و شمه‏اى از جريان كنگره‏هاى جهانى درباره ضرر داروها، آن هم به اختصار مى‏پردازيم.

در سال 1960 ميلادى حادثه‏اى عجيب و بى‏سابقه در جهان پزشكى اتفاق افتاد كه بيدرنگ در كليه كشورهاى جهان، با سرعت هرچه تمامتر، بازتاب يافت و هياهو و غوغاى آن، از لحاظ اهميت، همه حوادث و رويدادها را تحت الشعاع خود قرار داد. اين حادثه عجيب و بى‏سابقه، به دنيا آمدن هزاران نوزاد ناقص الخلقه از مادرانى بود كه در دوران باردارى قرصهاى آرام‏بخش و خواب‏آورى از نوع تاليدوميد خورده بودند. تا آن زمان، در تاريخ پزشكى و داروسازى، بطور مسلم، حادثه‏اى چنين با هياهو كه براى افراد بشر اهميتى حياتى داشت، پيدا نشده بود. مجله معروف سلكسيون (ريدرزدايجست) شماره مورخ ژانويه 1969 ماجراى تاليدوميد را (پس از ده سال از گذشت آن ماجرا) در سرمقاله خود شرح داده است كه فقط چند جمله از آن در زير نقل مى‏شود:
آيا به خاطر داريد كه در سال 1960، بناگاه، در چندين كشور، متجاوز از ده هزار نوزاد ناقص الخلقه به دنيا آمدند كه بعضى‏ها بى‏بازو بودند و برخى كر كامل به دنيا آمدند و بسيارى نقص‏هايى در بدن خود داشتند كه به هيچ وجه درمان‏پذير نبود و علت همه اينها اين بود كه مادرانشان در ابتداى دوران باردارى دارويى آرام‏بخش به نام تاليدوميد خورده بودند.

معمولا وقتى يك ماده شيميايى جديد از طرف كارخانه سازنده معرفى مى‏شود، اثرات فيزيولوژيك و فارماكولوژيك آن ابتدا بر حيوانات بررسى شود و پس از شناسايى كامل از متابوليسم، عوارض و مسموميت آن، در صورت بى‏خطر بودن و داشتن نتايج درمانى رضايت‏بخش، اجازه مصرف آن براى انسان صادر مى‏گردد ولى با وجود تمام اين مراسم چه بسا دارويى كه از تمام مراحل آزمايشى و شاهدهاى بازبينى بى‏عيب گذشته و حتى مصرف عمومى فراوانى نيز پيدا كرده است، مع ذلك از لحاظ بيولوژيكى جديدى فعاليت نوظهورى نشان مى‏دهد كه در موقع انجام شواهد مربوط مخفى مانده است. براى مثال كافى است از داروى تراتوژن معروف، يعنى تاليدوميد، نام ببريم و چنانكه مى‏دانيم يكى از داروهاى پرمصرف مسكن حاملگى بود كه تمام مراحل آزمايشى را پشت سر گذاشته بود و متأسفانه پس از چند سال كه در نزد هزاران خانواده مصرف شد، اثرات بهنجار آن به ثبوت رسيد و به‏طورى‏كه آمار نشان داد تنها در آلمان ده‏ هزار بچه، در ژاپن هزار بچه و در انگلستان 400 و در اسكانديناوى 280 بچه ناقص الخلقه از خود به يادگار گذاشت! تا اينكه مصرف آن ممنوع گرديد و تازه اين آمار وحشتناك پس از مدتى كم در كشورهاى پيشرفته‏اى كه از نظر علمى و فنى در سطح بالايى بود اعلام شد و در غير اين صورت معلوم نبود اين فاجعه به كجا خاتمه مى‏يافت. اثر تراتوژنيك تاليدوميد درس عبرتى است براى ساير مواد شيميائى كه حتى اثر سلامتى بخش آنها در حيوانات به ثبوت رسيده و از مرحله كنترل استاندارد هم گذشته باشد ولى ممكن است در روى اجتماعات مختلف اثرات سويى به بار آورد.

1

مساله تاثیر استفاه از دارو ها در درمان داروئی بر افراد جامعه انسانی

مجله پزشکی ضربان سلامت

همين‏كه خطر تراتوژنى (نقض خلقت) بر ساير خطرات داروها اضافه شد سازمان بهداشت جهانى بطور جدى و مستقيم دخالت كرد و در سال 1968 يك مؤسسه بين المللى به نام «هشدار درباره داروها» «1» برپا ساخت كه هدف آن جمع‏آورى مدارك مربوط به اثرات نامطلوب داروهاست. در سال 1968 ده كشور بزرگ جهان (كشورهاى متحده آمريكا، انگلستان، ايرلند شمالى، سوئد، جمهورى فدرال آلمان، چكسلواكى، هلند، كانادا، زلاندنو و استراليا) همكارى خود را براى انجام دادن اين امر با سازمان بهداشت جهانى قبول كرد و گزارشهاى مربوط به زيان داروها را كه بوسيله پزشكان عمومى يا متخصصين و نيز توسط بيمارستانها تهيه مى‏شود مرتبا به سازمان مزبور مى‏فرستد. در سال 1972 تعداد كشورهاى همكارى‏كننده با سازمان بهداشت جهانى به 15 و در سال 1977 به 23 كشور رسيد. در هريك از اين كشورها تعداد كافى متخصص در پزشكى بالينى، بيماريهاى واگير، داروشناسى، سم‏شناسى، علوم دارويى آمار و كامپيوتر و نيز وسايل ادارى و دبيرخانه فراهم شد و پيداست كه انجام اين كارها براى تحقيق در زيان داروها مستلزم هزينه‏هاى هنگفت است. سازمان بهداشت جهانى تا سال 1977 جمعا تعداد 34524 گزارش راجع به حوادث خطرناك 2248 داروى مختلف از پانزده كشور عضو دريافت كرد و به طورى كه در مجله كرونيكل‏ «2» وابسته به سازمان بهداشت جهانى مورخ اكتبر 1977 صفحه 454 آمده است:
«در ماه مه 1977 سازمان بهداشت جهانى داراى 130000 پرونده مربوط به آثار نامطلوب داروها بوده و اين آثار نامطلوب متعلق به 3000 ماده دارويى موجود در 10000 داروى اختصاصى است. در هر سال بطور متوسط 16000 پرونده و 1000 دارو به آن افزوده شود.» ولى با نهايت تأسف بايد اعتراف كرد كه نتيجه آن‏همه اقدامات مهم سازمان بهداشت جهانى و كشورهاى وابسته به آن و صرف بودجه‏هاى هنگفت و آن همه نيروهاى عظيم انسانى، صفر يا چيزى نزديك به صفر است! به دليل اينكه سازمان‏
______________________________
(1).P harmacovigilance
(2).Chronicle

بهداشت جهانى كدام وسيله را در اختيار دارد كه اقدامات خود را در اختيار صدها هزار پزشك در اقصى نقاط جهان بگذارد؟ جاى سؤال است كه كدام‏يك از پزشكان جهان از زيانها و خطرات اين 10000 داروى اختصاصى اطلاع دارد؟ ولى در برابر، سازمانهاى نيرومند تبليغاتى لابراتوارهاى داروسازى جهان تا تصور شود وسيله در اختيار دارد كه خواص معجزه‏آسايى براى فرآورده‏هاى خود در مغز پزشكان و عامه مردم فرو كند و پزشكان به دمى از تأثير اين تبليغات فريبنده در امان نيستند و كار به جايى رسيده است كه نه تنها پزشكان معالج بلكه استادان فارماكولوژى هم بناچار در كتابهاى كلاسيك كه در دانشكده‏هاى پزشكى تدريس مى‏كنند در اين باب به انتقاد شديد پرداخته‏اند. چون قرار رعايت حوصله خوانندگان و كوتاه و مختصر كردن كلام است تنها به ذكر يك حكايت از پزشكان و يك شكايت از استادان فارماكولوژى بسنده شود.
مارك نيرو «3» مى‏نويسد: «در بازارهاى دارويى دهها هزار داروى اختصاصى وجود دارد و هر ماه چندين صد داروى تازه بر آنها افزوده شود و هريك از ما (پزشكان) هر هفته تقريبا دو كيسه اوراق تبليغاتى دريافت مى‏كنيم.»
و اما شكايت: «بى‏شك بايد اعتراف كرد كه پزشك بيدرنگ پس از فراغ از تحصيلات پزشكى و گاهى مدتى قبل از آن با كارخانه‏هاى داروسازى ارتباط پيدا كند و در جريان داروها قرار گيرد. و اين تنها مرجع اطلاعات پزشك از نوع داروها و خواص آنهاست، ولى درعين‏حال معلوماتى كه از صدها لابراتوار داروسازى به دست مى‏آورد، اغلب ناقص و گاهى هم مخالف با يكديگر است. ازاين‏رو تقريبا نيمى از پزشكان از نقص اطلاعات خود شكايت دارند و اين نقص اطلاعات وضع نگران‏كننده‏اى به وجود آورده است. از جمله اينكه در حدود نيمى از پزشكان عمومى از اثرات تداخل بين داروهاى ضد انعقاد و داروهاى ضد ورم اطلاعى ندارند. علاوه بر اين، پزشكان كنونى از مقايسه منافع و مضار داروهاى مختلف باهم عاجزند درحالى‏كه مى‏دانيم اين مسأله از لحاظ تصميم پزشك، قبل از اقدام به هر درمان، تا چه اندازه اهميت دارد.

2
ایمان رضی زاده (حکیم رضی)
مجله پزشکی آنلاین ، درمان داروئی یا زندان داروئی ؟!
2

دو مساله ایجاد شده بوسیله داروها در جهان در مجله پزشکی

داروهايى كه امروزه براى درمان بيماريها تجویز و مصرف میشوند از دو نظر دارای مساله میباشند:
1- از نظر عوارض جانبى و خطرات و مرگ‏ و مير براى بيماران. و ازاين ‏روست كه در كتاب طب داخلى هاريسون‏ «1» چاپ 1975 (ترجمه فرانسوى از انگليسى) جلد اول، صفحه 388 چنين آمده است: «بيماريهاى ناشى از مصرف داروها را امروزه بايد بعنوان يك مسأله آن هم مسأله‏ اى خردكننده‏ «2» براى سلامتى افراد بشر تلقى كرد.»
2- از نظر زيانهاى مالى و هزينه های بسيار سنگين در بودجه دارويى دولتها و شركتهاى بيمه و سنديكاهاى كارگرى و توده عمومى مردم. پروفسور شارل سورنيا «3»، مسئول حفظ بهداشت و سلامت و درمان مردم فرانسه و رئيس دو هزار پزشك مسئول بيمه‏ هاى اجتماعى (اين مسئولان هر روز بوسيله صد هزار پزشك بيمه به وضع سلامتى فرانسويان رسيدگى مى‏ كنند) در كتاب كارخانه ‏هاى بيمارسازى، غارتگرى در پزشكى‏ «4» صفحه 83 چنين نوشته است:
«در كشور فرانسه سالى صد ميليارد فرانك براى درمان بيماران خرج مى‏ شود و سلامتى مردم كه سابقا يك مسأله فنى بود، اكنون به يك مسأله اقتصادى تبديل شده‏ است و ديگر به مبارزه عليه ميكروب و سرطان خلاصه نمى‏ شود، بلكه شامل حيات مالى و اقتصادى كشور نيز هست.»

در اين بخش توضيح داده خواهد شد كه چرا (دارو) امروزه در محافل پزشكى جهان بعنوان يك (مسأله) مطرح شده و چرا تاكنون اين مسأله لاينحل مانده است؟ در دومين بخش، به يارى خداوند، به حل اين مسئله غامض و لاينحل پرداخته خواهد شد.
هر داروى شيميايى سم و زهر و براى سلولهاى بدن خطرناك است. كلود برنارد «5» فيزيولوژى‏ دان شهير فرانسوى در بيش از يك قرن پيش گفته است:
«موادى كه از راه تركيب و ساخت به دست آيد جزء سلولهاى بدن نشده و براى سلولها خطرناك است.» «6»
در زمان ما نيز پروفسور دلبه‏ «7» باز همان سخن كلود برنارد را تكرار كند و گويد: «شيمى‏ دانان كه در كمال مهارت و استادى در باب آتم‏ها و ملكولها و راديكالها كار مى‏كنند، هر روز، داروهايى جديدتر و مؤثرتر مى‏سازند ولى همه آنها بدن انسان را مسموم و زهرآگين سازد.» «8»
پروفسور برتران نيز چنين گفته است‏ «9»:
«هر عامل فيزيكى يا شيميايى يا زيستى (بيولوژيكى) كه براى درمان يك مرض به كار رود ممكن است در تعادل متابوليك اختلالى به وجود آورد و براى بدن بالقوه عاملى مضر به شمار رود، پس عجب نيست اگر با توسعه مصرف داروها، بيماريهاى ياتروژنيك‏ «10» (بيماريهايى كه بوسيله پزشكان به وجود مى ‏آيد) نيز روزافزون شود.»
بنابراين دارو بمحض اينكه به درون بدن درآمد بمنزله يك جسم خارجى و سمى به شمار آيد و دستگاه پيكر به دفع و رفع آن برخيزد. ذكر كلمه (سم يا زهر) كه در مورد دارو به كار برده شود، نبايد مردم و بويژه بيماران را بيمناك سازد، زيرا به طور كلى اين اصل مسلم را بايد هميشه به ياد داشت كه: «هيچ‏ چيز سم نيست و درعين‏حال همه چيز سم است، زيرا، در حقيقت، اينجا تنها مقدار مطرح است.»

 

بیماران در لابلای خیل داروها اسیر گشته اند

______________________________
(1).
T. R. Harrison, Principe de Medecine Interne, Flamarion.
(2).Probleme ecrasante
(3).Prof .Jean Charles Sournia
(4).
Ces malades quon fabrique, la Medecine gaspillee, 7791 seuil.

 

3

تاثیر دارو بر سلامت انسان

توضيح آنكه اگر به كتابهاى پزشكى و داروسازى مراجعه شود، ديده خواهد شد كه دانشمندان در تعريف غذا و دارو و سم و تفكيك آنها از يكديگر به دشواريهايى دچار شده‏اند و از لحاظ علمى نتوانسته‏اند براى آنها تعريف جامع و مانع منطقى پيدا كنند، هرچند از نظر عوام، كلمات غذا و دارو و سم مفهومى معين و روشن دارد، ولى در تعريف دقيق علمى آنها اشكال در ميان است. زيرا غذا ممكن است بعنوان دارو به كار برده شود يا دارو خاصيت غذايى داشته باشد يا مانند سم اثر كند،
______________________________
(5).Claude Bernard
(6).
Dr. Jean Valnet, Docteur Nature, 0891, p. 22, Fayard
(7).Pr .Delbet .
(8).
Dr. Jean Valnet, Aromatherapie, 3791, p. 78, Maloine S. A.
(9).
Prof. A. Bertrand, Assise de Medecine, 6791, P. 542.
(10).Maladies Iatrogenes .

 مثلا ويتامينها و بعضى آسيدهاى آمينه همه‏ روزه در مواد غذايى وجود دارد و بمنزله غذا به كار رود و درعين‏حال براى بدنهايى كه به كمبودهاى ويتامينى يا بعضى از مواد غذايى دچار است از عناصر دارويى به شمار آيد. همچنان بعضى از اجسام معدنى از قبيل يد و آرسنيك و فسفر و آهن ظاهرا از داروها به شمار آيد، ولى در حقيقت آنها را بايد در رديف مواد غذايى به حساب آورد. زيرا اين اجسام در سازمان و تركيب پروتوپلاسم زنده وجود دارد و بسبب آنكه براى بافتهاى بدن ضرورى است ناچار بايد در مواد روزانه غذايى يافت شود. مثلا آرسنيك در غده تيروئيد كه تقريبا 127 گرم وزن دارد به مقدار يك ميليگرم و در تيموس و مغز و پوست به مقدار فوق العاده ناچيز و غير قابل اندازه ‏گيرى موجود است. بنابراين بايد آن را به منزله يك ماده غذايى شمرد و جزء مواد غذايى روزانه به بدن وارد كرد. اما همين آرسنيك، به مقدار معين، براى درمان بعضى از بيماريها، تجويز شود و به اندازه درمانى اشتهاآور و براى رفع كمخوني هاى مزمن بسيار مفيد است، اما به مقدار زياد از سموم قتال محسوب شود و براى زهرآگين ساختن و مسموم كردن اشخاص يا خودكشيها ممكن است به كار رود. پس اين گفتار راست و درست است كه هيچ‏چيز سم نيست و همه چيز سم است و در حقيقت فقط مقدار مطرح خواهد بود. ازآن‏رو داروشناسان براى مواد دارويى، بمنظور درمان بيماريها، حد اقل و حد اكثر قائل شده و گفته‏اند: «مقدار حد اقل يا آستانه درمانى يك دارو كمترين مقدار آن است كه صددرصد موارد مؤثر واقع شود. مقدار حد اكثر بيشترين مقدارى است كه بدن تواند بر خود هموار سازد و تحمل كند و از آن حد به بالا عوارض تسمم و زهرآگينى و جانبى پديد آرد. فاصله ميان دو مقدار حد اقل و حد اكثر به ميدان درمانى‏  موسوم است. نسبت ميان اين دو مقدار:
ضريب درمانى‏  نام دارد. حد اقل مؤثر دارو/ حد اكثر قابل تحمل دارو
براى رفع عيب ضريب فوق كه كمتر از يك است معكوس آن را به كار مى‏برند يعنى:
حد اكثر قابل تحمل دارو/ حد اقل مؤثر
هرچه اين ضريب بزرگتر باشد، درجه تأثير دارو بيشتر است

4
مجله پزشکی آنلاین ، درمان داروئی یا زندان داروئی ؟!
3

مجله پزشکی

در 450 سال پيش خشت نخستين بناى معظم پزشكى جديد، به توسط معمار نخست اين بنا، يعنى پاراسلس كج كار گذاشته شده و با وجود اكتشافات عديده شخصيتهايى عاليقدر و نوابغى عاليمقام، مانند كلود برنارد و پاستور و ديگران كجى اين ديوار، بمرور زمان و رفته رفته فزونى يافته است. در قرن نوزدهم، اين كجى باندازه كافى محسوس گرديده و در قرن بيستم به آن درجه شدت يافته كه خطرات بسيار و تلفات بيشمار بيماران را به وجود آورده است، تا آنجا كه سالى در حدود دو ميليون تن از بيماران، در سراسر جهان، بعلت آسيبهاى ناشى از داروها و درمانهاى كنونى، جان خود را از دست مى‏دهند! و اين براستى، مايه كمال افسوس و دريغ است.
براى اثبات اين امر بايد از همان خشت نخستين ساختمان، يعنى از زمان پاراسلس كه ريشه خطاها از آنجا سرچشمه مى‏گيرد، شروع كنيم و علت العلل خطرات و تلفاتى را كه امروز نصيب بيماران بينوا مى‏شود در همان جا جستجو نماييم.
يكى از بزرگترين علل خطاها و خطراتى كه در پزشكى معاصر وجود دارد اين است كه از زمان پاراسلس به بعد، طب طبيعى به طب شيميايى تبديل شد و علم شيمى يكى از اركان اصلى دانش پزشكى به شمار آمد و براى شناخت مواد موجود در طبيعت و پى بردن به خواص آنها، مواد مزبور را در آزمايشگاهها تجزيه كردند.
فلسفه پيدايش مكتب مزبور كه بعدا به تدريج رونق پيدا كرد اين بود كه مى‏گفتند آنچه در طبيعت وجود دارد مخلوطى از مواد گوناگون است كه هر نمونه ‏اى از آن‏ خواصى جدا دارد. مثلا، چنانكه مى‏دانيم، آب چشمه ‏سارها و چاهها و رودخانه‏ ها و درياها اگرچه همه آب است، ولى هيچ‏كدام به يكديگر همانند نيست، زيرا اين آبها مخلوطى از آب و مواد مختلف است. ولى اگر آب را تقطير كنيم و آب مقطر به دست آوريم، اين آب مقطر در هر زمان و هر مكان داراى خواص كاملا ثابت است.
در علم شيمى، به هرگاه از آب و خواص آن بحث مى‏كنند، منظور تعيين خواص فيزيكى و شيميايى آب مقطر است كه تركيب آن مشخص و در همه جا ثابت و يكسان و فرمول آن‏H 2 o مى‏باشد. چنين آب مقطرى را كه خواص ثابت دارد جسم خالص گويند و بر همين قرار، براى شناخت انگور كه مخلوطى از مواد مختلف است بايد آن را تجزيه كرد و خواص اجزاء متشكل آن را كه اجسامى خالص با فرمول‏هايى مشخص و ثابت است مورد تحقيق قرار داد.
اين روش تحقيق و اين طرز عمل كه براى شناخت مواد موجود در طبيعت به كار مى‏رود، در شيمى صنعتى، به منظور تهيه مواد شيميايى مورد نياز بشر، نتايجى بسيار درخشان داده و زندگانى آدميان را بتدريج دگرگون كرده و در پيشرفت سريع تمدّن جديد سهمى بسزا داشته است. ولى براى شناخت خواص مواد گوناگون غذايى، يعنى موادى كه طبيعت در اختيار ما گذاشته، از قبيل شير، تخم‏ مرغ، گوشت، كلم، كدو، شنبليله، سيب، زردآلو، و غيره و غيره، اين روش تحقيق، اصولا غلط و نتايج عملى آن تاكنون با خطاها و خطراتى همراه بوده است. ذكر يك نمونه براى اثبات اين مطلب كافى است:
در قرن نوزدهم شيمى‏دانهاى اروپا، براى پى بردن به خواص غذاها، بنا را بر تجزيه گذاشتند و چون در كليه غذاها بيش از سه نوع ماده (پروتئين و كاربوئيدرات و چربى) نيافتند معتقد شدند كه كليه مواد غذايى تنها از اين سه نوع ماده به اضافه مقدارى املاح و آب تشكيل يافته است.
البته تجزيه آنان غلط نبود و امروز هم مورد قبول عموم دانشمندان جهان است، ولى خطاى فاحشى كه در آن وجود داشت و اكنون همه به آن اعتراف دارند اين بود كه مى‏گفتند انواع مختلفه مواد غذايى از هر منبعى كه به دست آيد جز مخلوطى از اين سه نوع ماده (پروتئين، كاربوئيدرات و چربى) نيست و بنابراين همان‏طور كه از تركيب ئيدرژن و اكسيژن آب به وجود مى‏آيد، از مخلوط كردن اين مواد سه‏گانه به نسبتهاى معين و افزودن مقدارى املاح و آب بر آن مى‏ توان، بگونه ‏اى صناعى، غذا ساخت و به مصرف تغذيه بشر رساند.

5

آنان بدين كار مبادرت جستند و نخستين فرآورده غذايى يعنى، شير ساختگى را از كازئين و لاكتوز و چربى با افزودن مقدارى املاح و آب بر آن، به نسبتى كه در شير طبيعى وجود دارد، به دست آوردند و براى تغذيه نوزادان به كار بردند. ولى نوزادان بينوا خيلى زود به آسيب آن دوچار شدند و به اسكوربوت گرفتار آمدند.
البته تا چندى علت بروز اين بيمارى ناشناخته ماند. بعدها، پزشك دانشمند انگليسى به نام بارلو «1» نخستين بار كشف كرد كه علّت عارضه مزبور كمبود بعضى مواد غذايى بوده است و با تجويز آب ميوه‏ها، مخصوصا آب پرتغال و ليموترش و بى‏دادن هيچ‏گونه دارو، اين بيمارى را درمان كرد و از آن پس اسكوربوت كودكان را، در كتابهاى پزشكى، به نام بيمارى بارلو ناميدند.
پس از وى، ديگران، با آزمايشهاى متعدد و از راههاى متنوع، به كشف ويتامينها نائل شدند و معلوم شد كه فقدان ويتامين‏C يا آسيد آسكوربيك كه در بسيارى از غذاهاى طبيعى و مخصوصا سبزيها و ميوه‏ها وجود دارد، باعث بروز اسكوربوت كودكان است.
اينك، براى جلب‏توجه خوانندگان به ماجراى خطرناكى كه در اثر خطاى شيمى‏دانها براى نوزادان، در اوائل قرن بيستم، پيش آمد و به تلفات بى‏اندازه زياد آنان منجر شد، لازم مى‏دانيم به كتابهاى پزشكى همان دوران مراجعه كنيم. در كتاب، بيماريهاى كودكان تأليف ادموند ويل‏ «2» چاپ سوم سال 1911 جلد اول صفحه 402 درباره بيمارى بارلو شرحى درج شده است كه قسمتى از آن در زير نقل مى‏شود:
«نخستين علامتى از اين بيمارى كه در كودكان ديده مى‏شود، بيحركتى است كه مخصوصا در پاها بروز مى‏كند. كودكى كه تا آن هنگام پاهاى خود را حركت مى‏داد و حتى به راه رفتن شروع كرده بود زمين‏گير مى‏شود و در بستر بيحركت باقى مى‏ماند.
اين فالج كاذب، با درد در اعضاء بدن همراه است و با جزئى حركت و فشار و حتى تماس با دست، شدت مى‏يابد و اگر كسى بخواهد به كودك نزديك شود و او را از جا بردارد فرياد مى‏كشد. رنگ كودك پريده و از وزن بدنش كاسته شده و قواى خود را از دست داده است.
اگر اين علائم در نوزادان پيدا شود بايد بى‏درنگ به معاينه لثه‏ها پرداخت. اگر دندان درآمده باشد، لثه‏ها آماس كرده و متورم و بنفش‏فام و گاهى زخم است و به سهولت بخونريزى افتد. لكه‏هاى خونى در لوزه‏ ها، سقف دهان و ملتحمه چشم ديده شود. استخوانهاى پا، در محل اتصال تن استخوان (ديافيز «3») به سر استخوان (اپى‏فيز «4») متورم و سخت دردناك است. گاهى، همانند اسكوربوت بزرگسالان، خونريزيهايى از بينى و معده و روده و كليه پيدا شود (در مواردى كه خون‏ريزى كليه بروز مى‏كند گاهى تشخيص بيمارى مشكل است، چنانكه در يك كودك كه مبتلا به خون‏ميزى (هماتورى)
______________________________
(1).Sir Thomas Barlow
(2).Emond Weil
(3).Diaphyse
(4).Epiphyse

بود مدتها تشخيص گروه آماس (نفريت) داده بودند)، حال عمومى كودك رو به وخامت رود و اگر بيمارى را تشخيص ندهند و يا به درمان درست آن نپردازند و بگذارند سير طبيعى خود را طى كند، خطرات آن حتمى و ممكن است به هلاك كودك بيانجامد. به هر اندازه اجزاء شيرى كه به مصرف تغذيه كودكان مى‏رسد، از تركيبات شير طبيعى دورتر باشد شدت و وخامت اسكوربوت در كودكان بيشتر است.

6
مجله پزشکی آنلاین ، درمان داروئی یا زندان داروئی ؟!
4
دستور موکدی که پیشینیان به پزشکان یاد داده اند!!

تنها راه نجات از گزند تن‏فرسا و جانگداز داروها و جلوگيرى از خطرات نامبارك و شوم آنها، اطاعت تام و تمام از دستور مؤكدى است كه از ديرباز پيشوايان پزشكى به پزشكان داده ‏اند و در تمام طول تاريخ پزشكى مهم تلقى شده و در قرن بيستم بر اهميت آن بسى افزون گشته است، به دين بيان كه:
Primum non nocere
يعنى درمان بيمار نبايد با آزار همراه باشد. ولى از آنجا كه، به قول استادان پزشكى اروپا هيچ عامل درمانى وجود ندارد كه بى‏زيان باشد، ازاين‏رو اين دستور، در طول قرن بيستم تغيير يافته و به گونه ديگر بيان شده است‏
مارتينه‏ «1» در كتاب درمان‏شناسى بالينى‏ «2» چاپ 1976 صفحه 11 مى‏نويسد:
«در انتخاب دقيق عوامل درمانى بايد حد اكثر استفاده و حد اقل زيان براى بيمار وجود داشته باشد.» و پرفسور درى‏ «3» در مجله پراتيسين‏ «4» مورخ 21/ 1/ 1976 مى‏نويسد:
” Le traitement prescrit doit etre celui qui fait courir le minimum de risque pour le maximum d’efficacite”.
متأسفانه در همين قرن بيستم و بويژه از دومين جنگ جهانى به اين طرف، به نسبتى كه زمان مى‏گذرد، درست برخلاف دستور ياد شده عمل و بر زيانها و خطرات داروها و درمانها، رفته‏ رفته، افزوده شده است! در حال حاضر به جرأت مى‏توان گفت كه دانش پزشكى، از لحاظ درمان بيماريها، وضعى كاملا بحرانى به خود گرفته است و به‏ قول كاميل سولا بايد علم طب را نجات داد، به همان گونه كه وطن را بايد نجات داد
______________________________
(1).Martinet
(2).Therapeutique Clinique
(3).Prof .J .Dry
(4).Revue du Praticien

آنچه دقیقا ما را از اصل مفاهیم دور میکند عدم دانایی نسبت به تاریخ است .برای مثال برویم دربارهاینکه چه شد که اینطور شد سخن بگوییم :

از قرن شانزدهم ميلادى به اين طرف، در كليه شئون اجتماعى ملل اروپا جنبشى عظيم پيدا شد و از لحاظ علمى و ادبى و اجتماعى و اقتصادى و سياسى، انقلابهايى بزرگ به راه افتاد و از نويسندگان و دانشمندان در همه جا، نوابغى ظهور كرد و اختراعات و اكتشافاتى فراوان، در كليه رشته‏ هاى علمى، به عمل آمد. چندين واقعه مهم به اين تغيير حال و سرعت ترقى مدد رساند كه بايد تفصيل آنها را در كتابهاى تاريخ جستجو كرد.
ولى در ميان اين وقايع، آنچه از همه مهمتر بود، بعضى پيشامدهاى سياسى است كه در كشورهاى آمريكا و نفوذهاى تجارى و اقتصادى و بسط سياستهاى استعمارى در ساير كشورهاى جهان و باز از همه اينها مهمتر علتى است كه بايد آن را علت العلل تكان خوردن اروپاييان و انگيزه اصلى ترقى و پيشرفت سريع آنان دانست، و آن تعصب شديد مذهبى بين مسيحيت و اسلام از يكسو و رقابت سخت ميان ملل اروپا و تحريك غيرت ملى در آنان از سويى ديگر است. تعصب مذهبى را بايد عاملى مهمتر به حساب آورد زيرا مقدمات آن قبلا فراهم شده بود و پيدايش جنگهاى صليبى از نشانه‏ هاى آشكار آن به شمار مى‏آيد. ازاين‏رو اروپاييان كاملا مستعد شده بودند تا بهر وسيله ممكن، خود را از زير فشار خردكننده استعمار علمى اسلام نجات دهند. توضيح آنكه در مدت چند قرن كه فقط ترجمه‏ هاى كتب فلسفى و علمى اسلامى در دانشگاه هاى اروپا تدريس مى‏شد.
______________________________
(1).Renaissance

7
دانشمندان اروپا زمانیکه به مشکل برمیخوردند چه میکردند؟!

براى حل آن به‏ گفته ابن سينا در كتاب شفا يا قانون استناد مى‏ كردند و مى‏ گفتند: استاد چنين گفته» Magister dixit «تا اينكه پس از آماده شدن زمينه ‏هاى لازم، كاسه صبر بعضى از نويسندگان و دانشمندان و از جمله پترارك‏ «2» لبريز شد و در نطق آتشين خود چنين گفت: «اى مردم نادان! بعد از دمستن فصيحى مثل سيسرون پيدا شد.
هومر كه رفت بجاى او ويرجيل آمد ولى شما مى‏گوييد كه در علوم و ادبيات كسى نمى‏تواند با مسلمين همسرى كند و بجاى آنان قرار گيرد. امروز ما با اكثر علماى يونان قديم در يك رديف هستيم بلكه در بعضى علوم از آنان برتريم. ما اينك بر تمام اقوام و ملل دنيا تفوق حاصل نموده ‏ايم. ليكن شما مى‏گوييد به استثناى عرب و مسلمان! واى از حماقت ما! امان از اين جنون و بى‏عقلى! هان! همت! ايتاليا. آيا تو در خوابى؟ آيا تو مرده ‏اى؟» «3» يك سند ارزنده ديگر از زبان يك مورخ مشهور و با انصاف درباره تعصب شديد مذهبى اروپاييان و كينه ديرينه آنان با جهان اسلام، در كتاب تمدن اسلام و عرب صفحه 750 در اين‏باره آمده است:
«حقيقت امر اينست كه پيروان اسلام، از مدت طولانى در زمره شديدترين دشمنان اروپا محسوب بوده‏ اند. اگر در زمان شارل مارتل و ايام جنگهاى صليبى يا جلوى قسطنطنيه، تيغهاى آبدار آنان قلوب ما را جريحه‏ دار نكرده باشد، بيشتر از همه، تمدن آنان، كه در نهايت درجه كمال بوده است ما را سرافكنده ساخته و در حقيقت پست و حقير نموده است و گويا از آن زمان مدتى نگذشته باشد كه از فشار پنجه آنان نجات پيدا كرده‏ايم. بين ما و مسلمين يك سلسله تعصباتى است كه از مدتهاى طولانى، بطور توارث جمع شده و در حقيقت جزء طبيعت ما گرديده است و اگرچه بعضى اوقات آن را مكتوم و مخفى نگاه مى‏داريم ولى در اعماق قلب ما رسوخ كرده و بحد اعلى سخت و شديد است. نسبت به اسلام و پيروان اسلام تعصب و عناد موروثى كه در ما هست، باعث مى‏شود كه در تاريخ تمدن اروپا سهمى را كه مربوط به دانشمندان اسلامى است، عموما انكار نماييم. بدبختانه از ساليان دراز در ما چنين تلقين كرده ‏اند كه تمام علوم و فنون قديمه از يونان و روم سرچشمه گرفته است. بعضي ها عار دارند اقرار كنند مسلمانان سبب شده ‏اند كه اروپاى مسيحى از حال توحش و جهالت خارج گردد، لذا آن را مكتوم نگاه مى‏ دارند ولى اين نظر، بحدى بى ‏اساس و تأسف‏ آور است كه به آسانى مى‏توان آن را رد نمود.»

 

کامبوجیا
کامبوجیا
8
مجله پزشکی آنلاین ، درمان داروئی یا زندان داروئی ؟!
4
9

مجله پزشکی

10
مجله پزشکی آنلاین ، درمان داروئی یا زندان داروئی ؟!
5

مؤسسه بزرگ و معروف سرطان‏شناسى‏
امريكا كه از سال 1945 تا 1953 يعنى در ظرف 8 سال بيست و پنج ميليون دلار وقف مطالعه مربوط بامراض سرطان كرده اخيرا در يكى از مجلات علمى خود مقاله مفصلى درباره سرطان و قرحه معده و روابط فى‏مابين آنها نوشته و انواع معالجاتى را كه تاكنون براى اين بيمارى‏ها بعمل آمده، من جمله معالجه بوسيله دستگاههاى مولد اشعه ايكس با قوه ده‏ها ميليون ولت شرح داده و ضمنا واقعه جالب توجهى را كه حاكى از فوائد داروئى بسيار نافع براى معالجه قرحه معده و سرطان معده است براى اطلاع خوانندگان خود ذكر كرده كه ما عينا از آن اقتباس مى‏كنيم:
«در كشور هلند واقع در شمال اروپا يك بيمارستان بزرگ وجود دارد كه بيماران سرطانى و از جمله بيمارانى كه مبتلا بزخم معده و سرطان معده هستند در آن تحت معالجه قرار مى‏گيرند. رئيس اين بيمارستان شخصى موسوم بدكتر رورس است كه بيماران خود را برطبق اسلوبهاى متداوله امروزى معالجه مى‏نمايد. هر دسته از بيماران مبتلا بسرطان در اين بيمارستان مكانى جداگانه دارند و از جمله آنهائى كه مبتلا بزخم و سرطان معده هستند داراى مكانى جداگانه مى‏باشند. بعد از مدتى دكتر رورس متوجه شد كه دسته‏اى از بيماران كه مبتلا بزخم يا سرطان معده هستند بطرزى‏
محسوس بهبود حاصل مى‏كنند و درد آنها تخفيف پيدا كرده و داراى اشتها شده‏ اند و غذا مى‏خورند و وزن بدن آنها رو بافزايش مى‏گذارد درصورتى‏كه دسته ديگر، بوضع سابق باقى مانده ‏اند و تفاوتى در وضع مرض آنها پيدا نشده در صورتى كه او نسبت بهر دو، يگ نوع دارو تجويز مى‏كند. دكتر رورس هلاندى بدوا تصور كرد كه اثر بهبود مرض كه در بيماران مزبور مشاهده مى‏نمايد ظاهرى است و او و بيمارانش فريب مى‏خورند و درصدد برآمد كه آنها را بوسيله عكس بردارى مورد معاينه قرار دهد. بيماران او هنگام ورود به بيمارستان همه از لحاظ عكس‏بردارى مورد معاينه قرار گرفته بودند ولى بعد چون تغييرى محسوس در علائم مرض پيدا نشده بود دكتر رورس از آنها عكس برنداشت، تا اينكه بر اثر حادثه فوق مجبور گرديد كه دوباره از معده بيماران عكس بردارد و آن‏وقت با تعجب متوجه گرديد كه بهبود بيماران او ظاهرى نيست بلكه واقعيت دارد و در تمام آنها زخم معده و سرطان كوچك شده اما اثرى از بهبود مرض در ديگران ديده نمى‏شود.
دكتر رورس درصدد تحقيق برآمد كه بداند چرا در آنها اثر معالجه آشكار شده و در ديگران چنين نيست و آن‏
چند نفر بيمار جواب دادند مى‏ترسيديم موضوع را بشما بگوئيم كه مبادا شما ما را از ادامه معالجه منع نمائيد و آن اينكه چندى است كه ما از يكى از درمانگران معتقد به طب کهن رفتیم و داروئى را خريدارى کرده و مى‏خوريم و اين دارو بحال ما نافع شده ولى درمانگر مزبور پزشك نيست و چون مدرک دكترى ندارد اگر بفهمند كه وى بما دوا فروخته او را تحت تعقيب قرار خواهند داد.
دكتر رورس سؤال كرد آيا مى‏دانيد نام اين دارو چيست؟
بيماران گفتند نه، زيرا وى از گفتن اسم دارو خوددارى مى‏كند و مى‏گويد شما باسم دارو چكار داريد؟ و اگر ديديد در وجود شما نافع شد بيائيد که بی شک موثر است چون دقیقا بر این اصل معتقد هستم .
در هر مملكت يک عده شارلاتان هستند كه مردم را بوسيله وعده ‏هاى دل‏فريب براى معالجه مرض آنها گول مى‏زنند و دوا هاى مختلف و احيانا مضر را ببهاى گران بآنها مى‏فروشند و دكتر رورس هم بدوا تصور نمود كه درمانگر مزبور يكى از آنها است اما اثر بهبود مرض در بيماران مبتلا بسرطان و مبتلايان بزخم معده طورى محسوس بود كه بفرض اينكه عطار مردى حقه‏ باز بشمار مى‏ آمد دكتر رورس نمى‏توانست منكر شود كه دواى او اثر بخشيده و جمعى از بيماران او را معالجه كرده است.

دكتر رورس هلندى براى اينكه بداند اين داروى عجيب چيست كه مرض زخم معده را كه تمام دنيا از معالجه آن عاجز هستند معالجه مى‏كند، نزد درمانگر مزبور رفت و او را تهديد كرد و گفت اگر اسم اين دارو را بمن گفتيد فبها، وگرنه بوزارت بهدارى گذارش مى‏دهم كه بجرم فروش غير مجاز دارو و طبابت بدون مدرک شما را تحت تعقيب قرار بدهند.
درمانگر ترسيد و گفت آقاى دكتر داروئى كه من ببيماران زخم معده شما مى‏خوراندم گياه شيرين‏ بيان است دكتر رورس با حيرت بسيار گفت شما بآنها شيرين‏بيان خورانيديد؟ آن شخص گفت بلى منتها خود گياه را بآنها ندادم بلكه جوشانده غليظ شيرين‏ بيان را بآنها خورانيدم. دكتر رورس گفت من باور نمى‏كنم و شما دروغ مى‏گوئيد، آن درمانگر گفت اگر باور نمى‏كنيد خود شما امتحان نمائيد دكتر رورس گفت شما چگونه عمل مى‏كنيد؟

درمانگر گفت من ريشه و  ساقه شيرين بيان را  در ظرفى مى‏جوشانم و طبعا دقت مى‏نمايم كه ظرف تميز باشد و دواى من با آلودگيهاى خارجى آلوده نشود بعد از اينكه شيره غليظى بدست آمد پنجاه گرم از شيره مزبور را جدا مى‏كنم و در آب مى‏ريزم و يگنوع شربت بدست مى ‏آيد و به بيمار مى‏گويم كه هر روز، قبل از صرف‏ غذا، يک جرعه از آن شربت را بنوشد ولى چون بر اثر خوردن اين دارو ادرار مريض كم مى‏شود و ميزان فشار خون او بالا مى‏رود مريض نبايد در غذاى خود نمك بريزد و بهتر اينست كه بكلى از خوردن نمك طعام خوددارى نمايد.

دكتر رورس، بدون درنگ شروع كرد بيماران خود را كه مبتلا بزخم و سرطان معده بودند با شيرين ‏بيان معالجه نمايد و بعد از دوازده هفته، بطور وضوح علائم بهبود زخم معده و كوچك شدن سرطان معده را در فيلم دستگاه عكس‏بردارى مشاهده نمود ولى باين اكتفا نكرد و بعده‏ اى از همكاران خود در آلمان و انگلستان توصيه نمود كه گياه شيرين‏ بيان را در مورد مبتلايان بزخم معده و سرطان معده امتحان كنند و آنها نيز بعد از سه چهار ماه با تعجب بدكتر رورس اطلاع دادند كه شيرين‏ بيان زخم معده و سرطان معده را معالجه مى‏كند ولى چون سبب كم شدن ادرار و زيادى فشار خون مى‏گردد، بايد با دقت آن را تجويز كرد و از افراط در آن پرهيز نمود و شيره آن را در آب حل كرد و بتدريج ببيمار خورانيد: بايد دانست كه گياه شيرين ‏بيان و ريشه آن صدها بلكه هزارها سال است كه از طرف مردم شناخته شده و در ايران و يونان قديم براى اين گياه و بويژه ريشه آن قائل بفوائد زياد بودند.

لشگريان‏ اسكندر وقتى به آسيا آمدند در جنگها، مقدارى از ريشه اين گياه را با خود حمل مى‏كردند و هروقت در بيابان هنگام راه‏پيمائى تشنه مى‏شدند و آب بدستشان نمى‏رسيد مقدارى از ريشه شيرين ‏بيان را در دهان مى‏گذاشتند و مى‏جويدند و تشنگى آنها فرو مى‏ نشست و نيز معلوم مى‏شود كه ايرانى‏ها و يونانى ها در ازمنه قديم از اين گياه براى تسكين دردهاى سينه استفاده مى‏كردند و نتيجه نيكو مى‏گرفتند. به‏ هرحال شيرين بيان كه تاكنون گياهى پیش ‏پا افتاده و بدون استفاده بود يكى از بزرگترين داروهاى معالجه سرطان معده و زخم معده شد و در لابوراتوارها درصدد برآمدند كه اين گياه را تجزيه كنند تا بدانند كه خاصيت معالجه زخم معده و سرطان معده ناشى از چه ماده‏ ايست كه در اين گياه وجود دارد. امروز در آلمان و هلند لابوراتوارها مشغول ساختن دواى زخم معده از گياه شيرين ‏بيان هستند و دريافته ‏اند كه ماده داروئى اين گياه كه سبب معالجه زخم معده مى‏شود از نوع دواهاى موسوم به كورتيزون است، لابوراتوارهاى هلند و آلمان ماده مزبور را از گياه شيرين‏ بيان استخراج مى‏نمايند و آن را بشكل قرص در داروخانه ‏ها مى‏فروشند. امروز در آلمان مبتلايان بزخم‏ معده را با اين قرص‏ها معالجه مى‏كنند بدون اينكه آنها را بخوابانند و بى‏ آنكه آنها مجبور شوند كار و كسب خود را رها نمايند و ثابت شده كه اين قرص‏ها براى معالجه زخم معده مؤثرند
قبل از اينكه اطباى آلمان رسما تصديق كنند كه گياه شيرين ‏بيان در معالجه زخم معده اثر زياد دارد و پيش از اينكه مجله طبى آلمان چاپ مونيخ، در يك مقاله كه داراى جنبه رسمى بود، فايده اين گياه را براى معالجه زخم معده تصديق نمايد، اطبا مردى را كه دعوى مى‏ كرد با شيرين‏ بيان مبتلايان بزخم معده را معالجه مى‏نمايد بدادگاه كشيدند و در نتيجه واقعه كوچك و شيرينى اتفاق افتاد و آن اينكه قاضى دادگاه كه خود مبتلا بزخم معده بود، بمتهم مراجعه كرد و برطبق تجويز او از شيره شيرين‏ بيان خورد و مرض او به نسبت زياد تخفيف يافت و لذا متهم را تبرئه كرد و گفت من ناچارم تصديق كنم اين مرد در دعوى خود كه شيرين‏ بيان معالج زخم معده مى‏باشد صادق است: از ازمنه قديمه مرض زخم معده بيمارى رجال سياسى و زمامداران بود و امروز هم علاوه بر رجال سياسى، وكلاى مدافع عدليه، و نمايندگان پارلمان زيادتر باين مرض‏ مبتلا مى‏شوند

اين مقاله مفصل راجع بخاصيت عجيب شيرين‏ بيان و تأثير آن در معالجه قرحه معده را ملاحظه فرموديد

11

كومبوجا معالج‏M .S :
گزارش يك خانم هلندى كه براى درمان بيمارى‏M .S از چاى كومبوجا استفاده كرده است، تأييد ديگرى است براى اثرات جادويى كومبوجا. اين خانم مى‏نويسد: من از سال 1982 بر اساس توصيه پزشكان شروع به نوشيدن چاى كومبوجا كردم. در آن زمان من فقط قادر بودم با كمك عصا و به سختى چند متر راه بروم و وضعيت جسمانى من روز به روز بدتر مى‏شد اما حالا مى‏توانم بدون عصا 20 دقيقه به‏طور مداوم راه بروم، من دوباره توانستم پشت فرمان اتومبيل بنشينم و حتى قصد دارم به ورزش اسكى بپردازم.
يك پسر 15 ساله هلندى نيز اثرات چاى كومبوجا را در رفع بيمارى خارش پوست‏
اين گونه گزارش كرده است: بيمارى خارش پوست از ده سالگى به سراغ من آمد، گاهى آنقدر بازوهايم را مى‏خاراندم كه خون‏آلود مى‏شد و هيچ دارويى نيز برايم چاره ساز نبود، پزشكان تشخيص داده بودند كه عامل اين بيمارى باكتريهايى هستند كه در روده‏هاى من رشد كرده‏اند اما دارويى مؤثر براى از بين بردن آنها وجود نداشت سرانجام چاى كومبوجا مرا نجات داد، من مايلم به همه بگويم كه كومبوجا مؤثرترين دارو براى بيماريهاى صعب العلاج است.
اگر چه قارچ كومبوجا طى سالهاى اخير در محافل علمى و پزشكى به‏عنوان يكى داروى معجزه آسا شناخته شد، اما مردم مناطقى در آسيا صدها سال است كه آن را مصرف مى‏كنند آنها بر اساس تجربه به اين اعتقاد رسيده‏اند كه كومبوجا باعث فعاليت سيستم غدد مى‏شود. سوخت و ساز را تسريع مى‏كند از اضافه وزن مى‏كاهد، اسيد اوريك و كلسترول خون را پايين مى‏آورد، رماتيسم، آرتريت و نارسايى‏هاى كبد و كليه را بهبود مى‏بخشد و نقرس، بيماريهاى پوستى و فشار خون را از ميان مى‏برد و در واقع دارويى است براى بسيارى از دردها.
طرز تهيه كومبوجا:
تهيه نوشيدنى كومبوجا بسيار ساده است. كافى است كه كمى مولد قارچ در اختيار داشته باشيد. نوشيدنى كومبوجا در واقع تركيبى است از چاى شيرين معمولى كه با كمك قارچ كومبوجا تخمير شده است، اين قارچ كمك مى‏كند كه چاى و شكر به آنزيم‏هاى مفيد براى بدن تبديل شود، اسيد گلوكورونيك موجود در اين نوشيدنى كه بر اثر تخمير ايجاد مى‏شود براى ساخت پلى‏ساكاريدهاى مهم مثل «هيالارونيك اسيد» به كار مى‏رود و وجود آن براى اتصال بافت‏ها مفيد است.
Chondroitinsulfa t. Acid
ماده اصلى سازنده غضروف است و «ماكريتين سولفات اسيد» براى تشكيل ماده مخاطى و زجاجيه ضرورى است و همچنين «هپاين» و اسيد لاكتيك موجود در نوشيدنى كومبوجا در عملكرد صحيح روده‏ها بسيار مؤثر است،
و اين مجموعه در واقع يك آنتى‏بيوتيك قوى و طبيعى است كه به همراه مواد ديگر موجود در اين چاى تأثيرى شگرف در سالم سازى بدن دارد.
براى تهيه چاى كومبوجا سه ليتر آب را بجوشانيد و يك فنجان شكر را در حال جوشيدن به آن اضافه كنيد، پس از آنكه آب و شكر مخلوط 5 دقيقه جوشيد ظرف را از روى شعله برداريد و 2 پيمانه بزرگ چاى يا 5 عدد چاى كيسه‏اى را داخل آن بياندازيد و بگذاريد ده دقيقه دم بكشد و پس از آنكه چاى دم كشيد و حرارت آن تا حد دماى محيط كاهش يافت آن را از صافى رد كنيد «در صورتى كه تفاله چاى داشته باشد» و سپس كمى از قارچ كومبوجا را داخل آن بياندازيد و روى ظرف را با يك دستمال كتانى بپوشانيد به نحوى كه هوا براى تنفس باكترى‏هاى قارچ، بتواند وارد ظرف شود.
قارچ كومبوجا بايد 7 روز در مايع بماند، اين مايه بايد در محيطى تاريك و با دماى 21 تا 24 درجه سانتى گراد نگهدارى شود. پس از اين مدت متوجه مى‏شويد كه قارچ جديدى در زير قارچ اوليه توليد شده كه هر كدام از اين تكه قارچها مى‏تواند براى تهيه يك ظرف ديگر نوشيدنى كومبوجا مورد استفاده قرار گيرد پس از 7 روز نوشيدنى آماده مصرف است، چاى را از صافى رد كنيد و در يك ظرف شيشه‏اى در يخچال نگهداريد، مى‏توانيد هر روز قبل از صبحانه و يا قبل از هر وعده غذا از اين چاى بنوشيد اگر متوجه شديد كه چاى غليظ يا ترش شده با كمى چاى شيرين موقع نوشيدن، آن را رقيق كنيد.

12

کاربر گرامی چنانچه شما از کاربران قدیمی دانشکده علوم پزشکی اشارت بوده اید مطلع باشید که هم اکنون نیز در هر چهار وبسایت ضربان سلامت عضو هستید و کافی است با اطلاعات ورود همان سایت اقدام به ورود و لاگین نمائید وجود شما برای ما نعمت است کاربر قدیمی و عزیز. به وسیله دکمه پایین به صفحه ورود رفته و وارد شوید.

برای مطالعه و دانلود مقاله در این محتوا تنها کافی است به خانواده 940 نفری مجموعه بنیاد ضربان سلامت  بپیوندید و با وارد نمودن شماره همراه خود در هر چهار وبسایت این مجموعه عضوشده و از امکانات بی نظر آن بهره مند گردید

ارسال مجدد کد یکبار مصرف(00:30)